تبلیغات
شعرعاشقانه شعرعاشقانه

شعرعاشقانه

به نام خدای ناهید

فریاد

ببارم یا که نبارم

گر ببارم گویند شکسته

گر نبارم گویند خوش وشاد

نه میبارم نه خیسم

نه خشکم مثل چوب هیزم های جنگل

نه آن تنها درخت بی خاک و ریشه

که باریدن های دائم

هجم آب و خشکی و مرگ

از تنه اوراشکسته

یک گلی شاد و یکی درد

متضاد دوروی سکه

دوجهان خالی پر از عاطفه و حس

همه دردهای بشر را نتوان گفت

هیس ساکت انسان ک صدا نیست

اگرم فریاد باید کرد زمانی 

فریادی از جنس سکوت و بی صدایی

همه فریادها زیر آبهای موج دار دریا

اگر هم سر برون آری ز آب ها

بازهم بی فایده و تنها سه نقطه ...

یا گوش ها کر است و پرز پنبه

یا گوش های سالم پر ز تباهی

نتوان شعر نوشت و بلکه فریادی زد

هیس ساکت انسان ها خوابیده اند

اگر هم دل گرفت و سنگ صبوری باید

جز سنگ و ریگ خیابان سنگی نیست

شانه میخواهی برای همصدایی

شانه ای نیست جز شانه سر

اگر فریاد میخوای بیا بر دامن کوه

فریاد بزن آزاد شو از درد مردن

کوه و جنگل درختان ساکت

گوش های خوب برای هم نوایی

اگر انسان بیاید دامن کوه

ب جای دامن انسان دیگر

تمام هم و غم و درد دل را

بگوید بر همه گوش های ساکت

دگر هیچ احتیاجی ب همصدا نیست

دگر غم در دلی جایی ندارد

مگر کوه و جنگل های زیبا

دمی همدم برای کل غمها
comment fab icon
comment fab icon

همدم


روزی بلند

صبحی قشنگ

خورشیدی زرد

عشقی سفید

یک شاپرک

یک چلچله

یک شب سکوت

یک روز صدا

یک ابر خیس

یک اشک  گرم

یک انحنا

یک ادعا

مردی دلیر

اسبی سفید

یک استکان

یک چای سرد

یک رخت خشک

یک برگ گل

یک قطره آب

خیلی زلال

یک موی سر

یک روسری

یک تکه نان

یک دانه جو

یک آسیاب

یک دهکده

یک همدم بی ادعا

یک عالمه خیلی زیاد

 همدم برای همدمی

همدم برای زندگی

comment fab icon
comment fab icon

خسته ام

خسته ام ازاین زمونه خسته ام


همیشه به انتظار نشسته ام


درد من دیگه مداوا نداره


چشمامو رو به حقیقت بسته ام


خسته ام از این همه دلواپسی


توغروب سرد بی هم نفسی


کی میاد به های من هو بزنه


میشه یا نه که به دادم برسی؟؟


خسته ام زدرد بی بهانگی


خسته ام از این همه کلافگی


درد من اینه امیدی ندارم


جوونیم رفته همش به سادگی


خسته ام از این کلام آدما


بشینو گوش بسپار بی ادعا


بنویس الف تا ی چیزی بشی


کاش میشد بشه مثل اون قدیما


خسته ام آره دیگه من خسته ام


هرچی آینست تو خونه شکسته ام


آینه ها فقط میشن آینه دق


تموم تکه هاشم گسسته ام


خسته ام ازاین همه ظلم وریا


تا به کی واسه خلاص همش دعا


درد ما مگه خلاصی هم داره


اینو باید که بپرسیم از خدا


خسته ام از کل این دقیقه ها


تک تک اون لحظه ها ثانیه ها


مگه عمر ما چقدر طولانیه


که بذاریم واسه رفع غصه ها


خسته ام مثل تموم آدما


دنبال یه مرهمی واسه شفا


خنده میگن که دوای هر غمه


ولی اون که گم شده زمان ما


خسته ام که اینقدر من خسته ام


من همش تو سایه ها نشسته ام


خستگیم با خواب شب در نمیره


انگاری واسه همیشه خسته ام

comment fab icon
comment fab icon

میشه

میشه خوش بود


میشه خندید


میشه توظلمت شبها


نور اون ستاره رودید


میشه گم شد


توی جنگل توی دریا


کمی شاید اونطرف تر


میون دشت یاکه صحرا


میشه اون جرقه رودید


روسر آتیش بی جون


میشه راهوانتخاب کرد


فال قهوه ته فنجون


میشه گل بود


میشه خاربود


یاکه زد به بی خیالی


صبح وشب همش خماربود


دلی که عاشق شدورفت


دیگه برگشتن محاله


کافیه که دل ببازی


هرروزش واست یه ساله


میشه پنهون شدیه جایی


مثلا پشت ترانه


زندگی همش یه شعره


صاف وصادق هیچ بهانه


سرنوشت من غریبه


دلم اما بی نصیبه


رهگذر برس به دادم


یار من فقط طبیبه


غصه ها چقد زیادن


شادیام شکل غمورنج


اخه دنیا هم چی داره


همیشه غصه بغرنج


میشه بارون بودوبارید


توتن خشک خیابون


میشه اون خورشیدگرم بود


واسه مردم توزمستون

 

comment fab icon
comment fab icon

بازم

بازم بااون دل شکسته اومدم


بازم همون راهونرفته اومدم


بازم دلم شکست وهیچ کسی ندید


حتی کسی دست به سرمن نکشید


بازم لب ساحل وبی قراریهام


یادتو و شیون وگریه زاریام


عکس چشاتوبازدوباره کشیدم


بازم تورودیشب تورویاهام دیدم


بازم غریبه توبیا ازکوچمون عبوربکن


بازم دوباره حرفامو به محبوب من برسون


بازم بگو که عاشقم قد همه فرشته ها


شاید که راضی شه بیاد,بریم پیش ستاره ها


بازم ببار ای آسمون خیلی دیگه من خسته ام


هرچی دیگه میخوای ببار من چترموشکسته ام


بازم همون نیمکت پارک جای تو اما خالیه


هرلحظه بی تو بودن واسه خودش یه سالیه


بازم سکوت شیشه ای توی نگاه شاپرک


بازم همون حس نیازتو رویاهای قاصدک


بازم نگاه آدما نگاهی ازجنس عذاب


بازم که لحظه های من بی توشده همش خراب


بازم امید دارم بیای جات اینجاخیلی خالیه


بیا که دستاتو میخوام حتی شده یه ثانیه

comment fab icon
comment fab icon

دیدی رفتی

بازتو تنهایی گذشتی


تک و تنها زیربارون


همه قولهاتو شکستی


آروم آروم آروم آروم


دیدی من راستشوگفتم


که یه روزتنهایی میری


بعد تو چی من کشیدم


همه دنیام شد اسیری


بیا برگرد توعزیزم


ازغربت بشوتوفارغ


اینجاجازیادی هستش


واسه اون قلبهای عاشق


وقتی رفتی صورت من


لونه اشکهای غم شد


ولی قلبت بی خیاله


انگاری یه تیکه سنگ شد


اون کی بودهمش که میگفت


یاتو یا هیچ کس دیگه


ولی دستاتو که دیدم


رفته بادستای دیگه


بگومن چی کم گذاشتم


واسه تو واسه چشمات


اگه چشمامو میخواستی


مینداختم به زیرپاهات


بگواون گناه من رو


که واسش ازم بریدی


بگو حالا که تورفتی


بگوتوبه چی رسیدی


تموم خاطره هاتو


دونه دونه من سوزوندم


توی خوابم نمیدیم


آخه من واست میمردم

 

 

 

comment fab icon
comment fab icon

حس

یه حسی میگه اینجایی


میگه ازجنس رویایی


درون سنگ وهردیوار


میان برگ وشالیزار


درون اشک اون ابرها


میون جنگل وگل ها


تموم عشق من اینه


غم دوریت چه شیرینه


بدون تو میشه حسرت


همه اشکام توی غربت


اتاقم زیرخورشیده


دلم تنهایی خوابیده


چشام تنها شده خواهش


بدنبالت تا آرامش


سکوتم حس بی رنگی


مثال یک دل سنگی


میخوام این حسومن میخوام


توروتااون تهش میخوام


نگاه من رودنبال کن


من وتوی دلت جاکن


من ویک ذره باورکن


بیاعشق وتوازسرکن


تمام گونه ام خیسه


دیگه دستام نمینویسه


شباروز و روزاشب شد


تمام هستی ماتم شد


نشستم تاته دنیا


نشستم تابیای اینجا


درون دشت بی برگی


یه دفتریک مداد رنگی


تموم رنگارودارم


ولی چشماتوکم دارم


کشیدم اون دوتاچشمت


ولی عشقت روکم دارم









comment fab icon
comment fab icon

عشق نااتمام

گمون نکن که غافلم


از تو خاطرات تو


میخوام تورو تاآخرش


قسم به روح شعرنو


برام همونی عشق من


همون سوار سرنوشت


بیاتودستامو بگیر


تازندگیم باشه بهشت


کاش که منو بخوای زیاد


قد همه شقایقا


بیا یه خونه بسازیم


پیش همون اقاقیا


ببخشم منو عزیز دل


یه لحظه غافلت شدم


فکرم همش مال توئه


ازوقتی عاشقت شدم


کمم همیشه ای عسل


برای مهربونیات


اگه که عاشقم بشی


جونم فدای یک نگات


چی کار کنم باورکنی


میخوام تورو توهرنفس


زندگی منوببین


بی تودیگه شده قفس


روح ترانه هام غمه


تووقت بی همنفسی


دیگه چه کاری میشه کرد


تاکه به عشقت برسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

comment fab icon
comment fab icon

باران(این اولین شعرمه که قافیه هاش درست نبود که یکمی جمع وجورش کردم امیدوارم خوشتون بیاد)

ببارباران دلم غم داردامشب


درون سینه ماتم دارد امشب


زمین مرده نیزمانند این دل


تورادرآسمان کم دارد امشب


دراین دوران که دل رامی خراشند   


به جای سنگ خانه می گمارند


بیا وتو بکن پاک این جفارا 


 صفای خوش دلان باحیا را


گذرکن بر دلم اوراشکستند     

  

چوبی رحمان چه زودازمن گذشتند   


ببار باران دلم تاراج درد است


تمام راه عشق برمن ببستند


ازم پرسند که اندوه توازچیست؟


سبب ساز غم ودرد توازکیست؟


بدان ها گفتمش آن یار شیرین


که چون باران دمی هست ودمی نیست


ببار باران که طاقت به سرآمد


غم ودردی فزون ترازدر آمد


منم چون آن درخت خسته درباد


زتنهایی دگرجان برلب آمد


ببارباران صدایت دلنشین است


تمام هستیم بی تو حزین است


تمام وسعت قلب ودل من


بدون بودنت بس آتشین است

 

 

comment fab icon
comment fab icon

آینه شکسته

آیینه ام باز شکست


تولحظه های غربت


اشکامو توش ندیدم


کاش که بودش  یه فرصت


دل منم مثل اون


ازجنس ناب شیشست


بیا عزیز به دادش


واسه شکست آمادست


صاف کن دلت مثل اشک


مثل همون آینه


بریم تاعشق وخواستن


توخط سرخ جاده


دلم شکست بی عشقت


مثل یه آینه توشب


اگه بگی که هستی


قلبم واست داره تب


خاطره هات واسم موند


نشد فراموش کنم


چطورباید روزارو


بدون توسرکنم


بی خود نبود که آینه


تاب وتحمل نداشت


غصه توکم نبود


دل مثل سنگ نداشت


میگن آینه جامده


قلب وروحی نداره


ولی دلش نازکه


تابه غمونداره


گناه آینه ها چیست؟؟؟


چراباید بشکنن


چراباید زخوبی


همیشه دل بکنن


غروب من هم یه روز


تموم میشه آخرش


میبینی باز آینه


تموم اون پیکرش

 

 

comment fab icon
comment fab icon

کنارمن

اگه این حس قشنگو


به تومدیونم همیشه


بیا دستاموبگیرو


همیشه کنارمن باش


کی گفته مردن که سخته


میمیرم واست همیشه


داره این فقط یه شرطی


همیشه کنار من باش


میسپرم دستت دلم رو


همیشه دستت بمونه


اگه اون قلبوتومیخوای


همیشه کنارمن باش


میزنم گیتارواست من


انگشتام زخمی وخستن


میزنم دوباره ازنو


همیشه کنار من باش


توحیاط توباغچه ما


هیچی نیست مثل کویره


میکارم بغل بغل گل


همیشه کنار من باش


حس من مثل پرندست


تویه روزکه بارونم هست


بیاتا اونور ابرا


همیشه کنارمن باش


توسکوت وخلوت شب


 درون روستایی زیبا


بیاگوش بدیم سکوتو


همیشه کنارمن باش


بیامثل ماهی تورود


ماشناکنیم تادریا


نترسیم ازموج وطوفان


همیشه کنارمن باش


قلبمو دادم به دستت


روحمم میدم گل من


بازهمین داره یه شرطی


همیشه کنارمن باش


comment fab icon
comment fab icon

تیک تیک های بی کسی

تیک تیک تیک صدامیاد


صدای زنگ ساعته؟؟


نه این صدای فاصلست


بازدوباره داره میاد


شکوندمش ساعتمو


بلند بلند هی داد میزد


اون لحظه های بی تورو


همش بهم طعنه میزد


اگه باشه قسمتمون


یه روزماهم دل میبازیم


توکلبه عاشقیمون


قصه ای ازعشق میسازیم


مگه که عشق وعاشقی


مخصوصه لیلی مجنونه


عاشقا باهم میمونن


کی گفته عشقا آسونه


بیا بیا عزیز دل


بریم به جنگ فاصله


نترس بیا ماپشتمون


یه عالمه قلب ودله


قلب ترانه های عشق


قلب همون قاصدکا


اینا همه پشتمونن


نترس عزیز دل بیا


روزارومن خط میزنم


توتقویم های بیکسی


وای که چقد عالی میشه


اگر به عشقت برسی


فرستادم یه جعبه ای


تاکه بیاره چلچله


اگه دیدی که قرمزه


نترس عزیز من دله


میدن واسه معشوقشون


هرچی دارن به سادگی


نه این خجالت نداره


اگه که واقعا عاشقی
















comment fab icon
comment fab icon

تا شقایق هست...

اولین بار

چه حس آشنایی بود

همان لحظه دیدارتو

گویی عقربه ها

سالهاست که مرده اند

نمیدانم زمان کجارفته

همین رامیدانم

که هیچ کسی را

دردیدرس نگاهم نمیبینم

دیگربرگهای خشک درختان

زیرپایم بی صدا بودند

وآواز ناله خیز کلاغ ها

برایم همانند یک لالایی

شیرین وعاشقانه بود

ای فرشته زمینی من

ازوقتی که دستهای مهربانت

مرهمی برای زخمهای قلب من شده

دیگر ازاین که هواسرد

وشب تیرگی خورا

باتمام وجود به رخم بکشد

ترسی ندارم

آخر کیست که

باداشتن عشقی چون تو

دگرغم وفاصله

برایش دردسرسازباشد

دیگرباوجود ارزشمند تو

هرگزبه ماه نمیگویم انیس بی کسی

وهرگزبرای رسیدن به عشق

خودراذلیل وخوار نمیکنم

ازاین به بعد صدای سکوت شب

برایم مانند آوازآسمانیست

چراکه نوری چون تو

شب رابرایم زیبا میکند

آری ای زیباهمسفرجاودان لحظه های بی کسی

            عاشقانه دوستت دارم

تا ابد

تا آنجا که به قول سهراب

شقایقی هست

واین شقایق بابودنش

تمام گلهای مسیرزندگی و

خارهای تیزودردناک را

بی ارزش میکند.

 

 

comment fab icon
comment fab icon

برام کافیه

اگه این رسم تکراری


شده پایان هرقصه


همین که تومنومیخوای


برام کافیه انگاری


من اینجاموتواونجایی


دلم اما پرازعشقه


همین که قلبتودارم


برام کافیه انگاری


شبا خیس چشای من


ولی یادتومن دارم


همین که یادتودارم


برام کافیه انگاری


ستاره توی شبهامون


نمیدونم چرانیستش


همون برق نگاه تو


برام کافیه انگاری


همون زخمای دلتنگی


دوباره دردش ازنوشد


ولی اینکه تومیخندی


برام کافیه انگاری


دیگه بویی نداره گل


کنار حوض ماهی ها


همین که عطرتودارم


برام کافیه انگاری


هوا ابریه امروزم


بازم بارون نمیباره


ولی چشمام پرازاشکه


همین کافیه انگاری


دیگه واسم نمیخونه


قناری رودرخت سرو


همین یاد صدای تو


برام کافیه انگاری


تموم برگهای دفتر


تموم شدپرشدازاحساس


همین دست خط پرعشقت


برام کافیه انگاری


میگن اون آخرقصه


رسیدن میشه یک آغاز


همین اندیشه آغاز


برام کافیه انگاری


comment fab icon
comment fab icon

دیگه نمیخوام

شبهای بارونی دیگه نمیخوام


عشقهای رنگینو دیگه نمیخوام


هرچی غم وغصه وبی قراریست


دیگه تمومه نه دیگه نمیخوام


عادت من گریه شده صبح تاشب


این گریه هاروهم دیگه نمیخوام


اون عشقی که منوکنارزدورفت


نه دیگه اون عشقواصلانمیخوام


اگه که خورشید نوروازمن گرفت


میرم سراغ مهتاب خورشیدونمیخوام


میگن که عشق مثل یه نوع کشک شده


این عشق مثل کشکو من دیگه نمیخوام


هرروز نشستن سرکوچه عشق


این انتظاربیخود رودیگه نمیخوام


اگه اگه گل روشوازمن گرفت


این گلهای خوشبوروهم نمیخوام


اگه دروغ باشه رسیدن به یار


هرگزمن این رسیدنو نمیخوام


میگن که شهرعاشقا چه دوره


من این همه راه دورونمیخوام


اگه نخواستن بشه عادت واسم


حتی همین نخواستنم نمیخوام



comment fab icon
comment fab icon
به نام خدای ناهید
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

nh,n

ببارم یا که نبارم

گر ببارم گویند شکسته

گر نبارم گویند خوش وشاد

نه میبارم نه خیسم

نه خشکم مثل چوب هیزم های جنگل

نه آن تنها درخت بی خاک و ریشه

که باریدن های دائم

هجم آب و خشکی و مرگ

از تنه اوراشکسته

یک گلی شاد و یکی درد

متضاد دوروی سکه

دوجهان خالی پر از عاطفه و حس

همه دردهای بشر را نتوان گفت

هیس ساکت انسان ک صدا نیست

اگرم فریاد باید کرد زمانی 

فریادی از جنس سکوت و بی صدایی

همه فریادها زیر آبهای موج دار دریا

اگر هم سر برون آری ز آب ها

بازهم بی فایده و تنها سه نقطه ...

یا گوش ها کر است و پرز پنبه

یا گوش های سالم پر ز تباهی

نتوان شعر نوشت و بلکه فریادی زد

هیس ساکت انسان ها خوابیده اند

اگر هم دل گرفت و سنگ صبوری باید

جز سنگ و ریگ خیابان سنگی نیست

شانه میخواهی برای همصدایی

شانه ای نیست جز شانه سر

اگر فریاد میخوای بیا بر دامن کوه

فریاد بزن آزاد شو از درد مردن

کوه و جنگل درختان ساکت

گوش های خوب برای هم نوایی

اگر انسان بیاید دامن کوه

ب جای دامن انسان دیگر

تمام هم و غم و درد دل را

بگوید بر همه گوش های ساکت

دگر هیچ احتیاجی ب همصدا نیست

دگر غم در دلی جایی ندارد

مگر کوه و جنگل های زیبا

دمی همدم برای کل غمها


نوشته شده توسط :aryamehr
پنجشنبه 1 مرداد 1394-01:23 ق.ظ
نظرات() 


روزی بلند

صبحی قشنگ

خورشیدی زرد

عشقی سفید

یک شاپرک

یک چلچله

یک شب سکوت

یک روز صدا

یک ابر خیس

یک اشک  گرم

یک انحنا

یک ادعا

مردی دلیر

اسبی سفید

یک استکان

یک چای سرد

یک رخت خشک

یک برگ گل

یک قطره آب

خیلی زلال

یک موی سر

یک روسری

یک تکه نان

یک دانه جو

یک آسیاب

یک دهکده

یک همدم بی ادعا

یک عالمه خیلی زیاد

 همدم برای همدمی

همدم برای زندگی



نوشته شده توسط :aryamehr
دوشنبه 4 آذر 1392-03:24 ق.ظ
نظرات() 

خسته ام ازاین زمونه خسته ام


همیشه به انتظار نشسته ام


درد من دیگه مداوا نداره


چشمامو رو به حقیقت بسته ام


خسته ام از این همه دلواپسی


توغروب سرد بی هم نفسی


کی میاد به های من هو بزنه


میشه یا نه که به دادم برسی؟؟


خسته ام زدرد بی بهانگی


خسته ام از این همه کلافگی


درد من اینه امیدی ندارم


جوونیم رفته همش به سادگی


خسته ام از این کلام آدما


بشینو گوش بسپار بی ادعا


بنویس الف تا ی چیزی بشی


کاش میشد بشه مثل اون قدیما


خسته ام آره دیگه من خسته ام


هرچی آینست تو خونه شکسته ام


آینه ها فقط میشن آینه دق


تموم تکه هاشم گسسته ام


خسته ام ازاین همه ظلم وریا


تا به کی واسه خلاص همش دعا


درد ما مگه خلاصی هم داره


اینو باید که بپرسیم از خدا


خسته ام از کل این دقیقه ها


تک تک اون لحظه ها ثانیه ها


مگه عمر ما چقدر طولانیه


که بذاریم واسه رفع غصه ها


خسته ام مثل تموم آدما


دنبال یه مرهمی واسه شفا


خنده میگن که دوای هر غمه


ولی اون که گم شده زمان ما


خسته ام که اینقدر من خسته ام


من همش تو سایه ها نشسته ام


خستگیم با خواب شب در نمیره


انگاری واسه همیشه خسته ام



نوشته شده توسط :aryamehr
جمعه 18 اسفند 1391-03:46 ق.ظ
نظرات() 

میشه خوش بود


میشه خندید


میشه توظلمت شبها


نور اون ستاره رودید


میشه گم شد


توی جنگل توی دریا


کمی شاید اونطرف تر


میون دشت یاکه صحرا


میشه اون جرقه رودید


روسر آتیش بی جون


میشه راهوانتخاب کرد


فال قهوه ته فنجون


میشه گل بود


میشه خاربود


یاکه زد به بی خیالی


صبح وشب همش خماربود


دلی که عاشق شدورفت


دیگه برگشتن محاله


کافیه که دل ببازی


هرروزش واست یه ساله


میشه پنهون شدیه جایی


مثلا پشت ترانه


زندگی همش یه شعره


صاف وصادق هیچ بهانه


سرنوشت من غریبه


دلم اما بی نصیبه


رهگذر برس به دادم


یار من فقط طبیبه


غصه ها چقد زیادن


شادیام شکل غمورنج


اخه دنیا هم چی داره


همیشه غصه بغرنج


میشه بارون بودوبارید


توتن خشک خیابون


میشه اون خورشیدگرم بود


واسه مردم توزمستون

 



نوشته شده توسط :aryamehr
چهارشنبه 15 آذر 1391-02:31 ق.ظ
نظرات() 

بازم بااون دل شکسته اومدم


بازم همون راهونرفته اومدم


بازم دلم شکست وهیچ کسی ندید


حتی کسی دست به سرمن نکشید


بازم لب ساحل وبی قراریهام


یادتو و شیون وگریه زاریام


عکس چشاتوبازدوباره کشیدم


بازم تورودیشب تورویاهام دیدم


بازم غریبه توبیا ازکوچمون عبوربکن


بازم دوباره حرفامو به محبوب من برسون


بازم بگو که عاشقم قد همه فرشته ها


شاید که راضی شه بیاد,بریم پیش ستاره ها


بازم ببار ای آسمون خیلی دیگه من خسته ام


هرچی دیگه میخوای ببار من چترموشکسته ام


بازم همون نیمکت پارک جای تو اما خالیه


هرلحظه بی تو بودن واسه خودش یه سالیه


بازم سکوت شیشه ای توی نگاه شاپرک


بازم همون حس نیازتو رویاهای قاصدک


بازم نگاه آدما نگاهی ازجنس عذاب


بازم که لحظه های من بی توشده همش خراب


بازم امید دارم بیای جات اینجاخیلی خالیه


بیا که دستاتو میخوام حتی شده یه ثانیه



نوشته شده توسط :aryamehr
دوشنبه 15 آبان 1391-12:28 ق.ظ
نظرات() 

بازتو تنهایی گذشتی


تک و تنها زیربارون


همه قولهاتو شکستی


آروم آروم آروم آروم


دیدی من راستشوگفتم


که یه روزتنهایی میری


بعد تو چی من کشیدم


همه دنیام شد اسیری


بیا برگرد توعزیزم


ازغربت بشوتوفارغ


اینجاجازیادی هستش


واسه اون قلبهای عاشق


وقتی رفتی صورت من


لونه اشکهای غم شد


ولی قلبت بی خیاله


انگاری یه تیکه سنگ شد


اون کی بودهمش که میگفت


یاتو یا هیچ کس دیگه


ولی دستاتو که دیدم


رفته بادستای دیگه


بگومن چی کم گذاشتم


واسه تو واسه چشمات


اگه چشمامو میخواستی


مینداختم به زیرپاهات


بگواون گناه من رو


که واسش ازم بریدی


بگو حالا که تورفتی


بگوتوبه چی رسیدی


تموم خاطره هاتو


دونه دونه من سوزوندم


توی خوابم نمیدیم


آخه من واست میمردم

 

 

 



نوشته شده توسط :aryamehr
یکشنبه 23 مهر 1391-02:21 ق.ظ
نظرات() 

یه حسی میگه اینجایی


میگه ازجنس رویایی


درون سنگ وهردیوار


میان برگ وشالیزار


درون اشک اون ابرها


میون جنگل وگل ها


تموم عشق من اینه


غم دوریت چه شیرینه


بدون تو میشه حسرت


همه اشکام توی غربت


اتاقم زیرخورشیده


دلم تنهایی خوابیده


چشام تنها شده خواهش


بدنبالت تا آرامش


سکوتم حس بی رنگی


مثال یک دل سنگی


میخوام این حسومن میخوام


توروتااون تهش میخوام


نگاه من رودنبال کن


من وتوی دلت جاکن


من ویک ذره باورکن


بیاعشق وتوازسرکن


تمام گونه ام خیسه


دیگه دستام نمینویسه


شباروز و روزاشب شد


تمام هستی ماتم شد


نشستم تاته دنیا


نشستم تابیای اینجا


درون دشت بی برگی


یه دفتریک مداد رنگی


تموم رنگارودارم


ولی چشماتوکم دارم


کشیدم اون دوتاچشمت


ولی عشقت روکم دارم











نوشته شده توسط :aryamehr
پنجشنبه 30 شهریور 1391-06:38 ب.ظ
نظرات() 

گمون نکن که غافلم


از تو خاطرات تو


میخوام تورو تاآخرش


قسم به روح شعرنو


برام همونی عشق من


همون سوار سرنوشت


بیاتودستامو بگیر


تازندگیم باشه بهشت


کاش که منو بخوای زیاد


قد همه شقایقا


بیا یه خونه بسازیم


پیش همون اقاقیا


ببخشم منو عزیز دل


یه لحظه غافلت شدم


فکرم همش مال توئه


ازوقتی عاشقت شدم


کمم همیشه ای عسل


برای مهربونیات


اگه که عاشقم بشی


جونم فدای یک نگات


چی کار کنم باورکنی


میخوام تورو توهرنفس


زندگی منوببین


بی تودیگه شده قفس


روح ترانه هام غمه


تووقت بی همنفسی


دیگه چه کاری میشه کرد


تاکه به عشقت برسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط :aryamehr
چهارشنبه 15 شهریور 1391-11:20 ب.ظ
نظرات() 

ببارباران دلم غم داردامشب


درون سینه ماتم دارد امشب


زمین مرده نیزمانند این دل


تورادرآسمان کم دارد امشب


دراین دوران که دل رامی خراشند   


به جای سنگ خانه می گمارند


بیا وتو بکن پاک این جفارا 


 صفای خوش دلان باحیا را


گذرکن بر دلم اوراشکستند     

  

چوبی رحمان چه زودازمن گذشتند   


ببار باران دلم تاراج درد است


تمام راه عشق برمن ببستند


ازم پرسند که اندوه توازچیست؟


سبب ساز غم ودرد توازکیست؟


بدان ها گفتمش آن یار شیرین


که چون باران دمی هست ودمی نیست


ببار باران که طاقت به سرآمد


غم ودردی فزون ترازدر آمد


منم چون آن درخت خسته درباد


زتنهایی دگرجان برلب آمد


ببارباران صدایت دلنشین است


تمام هستیم بی تو حزین است


تمام وسعت قلب ودل من


بدون بودنت بس آتشین است

 

 



نوشته شده توسط :aryamehr
پنجشنبه 19 مرداد 1391-02:48 ق.ظ
نظرات() 

آیینه ام باز شکست


تولحظه های غربت


اشکامو توش ندیدم


کاش که بودش  یه فرصت


دل منم مثل اون


ازجنس ناب شیشست


بیا عزیز به دادش


واسه شکست آمادست


صاف کن دلت مثل اشک


مثل همون آینه


بریم تاعشق وخواستن


توخط سرخ جاده


دلم شکست بی عشقت


مثل یه آینه توشب


اگه بگی که هستی


قلبم واست داره تب


خاطره هات واسم موند


نشد فراموش کنم


چطورباید روزارو


بدون توسرکنم


بی خود نبود که آینه


تاب وتحمل نداشت


غصه توکم نبود


دل مثل سنگ نداشت


میگن آینه جامده


قلب وروحی نداره


ولی دلش نازکه


تابه غمونداره


گناه آینه ها چیست؟؟؟


چراباید بشکنن


چراباید زخوبی


همیشه دل بکنن


غروب من هم یه روز


تموم میشه آخرش


میبینی باز آینه


تموم اون پیکرش

 

 



نوشته شده توسط :aryamehr
جمعه 6 مرداد 1391-01:12 ق.ظ
نظرات() 

اگه این حس قشنگو


به تومدیونم همیشه


بیا دستاموبگیرو


همیشه کنارمن باش


کی گفته مردن که سخته


میمیرم واست همیشه


داره این فقط یه شرطی


همیشه کنار من باش


میسپرم دستت دلم رو


همیشه دستت بمونه


اگه اون قلبوتومیخوای


همیشه کنارمن باش


میزنم گیتارواست من


انگشتام زخمی وخستن


میزنم دوباره ازنو


همیشه کنار من باش


توحیاط توباغچه ما


هیچی نیست مثل کویره


میکارم بغل بغل گل


همیشه کنار من باش


حس من مثل پرندست


تویه روزکه بارونم هست


بیاتا اونور ابرا


همیشه کنارمن باش


توسکوت وخلوت شب


 درون روستایی زیبا


بیاگوش بدیم سکوتو


همیشه کنارمن باش


بیامثل ماهی تورود


ماشناکنیم تادریا


نترسیم ازموج وطوفان


همیشه کنارمن باش


قلبمو دادم به دستت


روحمم میدم گل من


بازهمین داره یه شرطی


همیشه کنارمن باش




نوشته شده توسط :aryamehr
شنبه 17 تیر 1391-03:20 ق.ظ
نظرات() 

تیک تیک تیک صدامیاد


صدای زنگ ساعته؟؟


نه این صدای فاصلست


بازدوباره داره میاد


شکوندمش ساعتمو


بلند بلند هی داد میزد


اون لحظه های بی تورو


همش بهم طعنه میزد


اگه باشه قسمتمون


یه روزماهم دل میبازیم


توکلبه عاشقیمون


قصه ای ازعشق میسازیم


مگه که عشق وعاشقی


مخصوصه لیلی مجنونه


عاشقا باهم میمونن


کی گفته عشقا آسونه


بیا بیا عزیز دل


بریم به جنگ فاصله


نترس بیا ماپشتمون


یه عالمه قلب ودله


قلب ترانه های عشق


قلب همون قاصدکا


اینا همه پشتمونن


نترس عزیز دل بیا


روزارومن خط میزنم


توتقویم های بیکسی


وای که چقد عالی میشه


اگر به عشقت برسی


فرستادم یه جعبه ای


تاکه بیاره چلچله


اگه دیدی که قرمزه


نترس عزیز من دله


میدن واسه معشوقشون


هرچی دارن به سادگی


نه این خجالت نداره


اگه که واقعا عاشقی


















نوشته شده توسط :aryamehr
چهارشنبه 31 خرداد 1391-08:38 ب.ظ
نظرات() 

اولین بار

چه حس آشنایی بود

همان لحظه دیدارتو

گویی عقربه ها

سالهاست که مرده اند

نمیدانم زمان کجارفته

همین رامیدانم

که هیچ کسی را

دردیدرس نگاهم نمیبینم

دیگربرگهای خشک درختان

زیرپایم بی صدا بودند

وآواز ناله خیز کلاغ ها

برایم همانند یک لالایی

شیرین وعاشقانه بود

ای فرشته زمینی من

ازوقتی که دستهای مهربانت

مرهمی برای زخمهای قلب من شده

دیگر ازاین که هواسرد

وشب تیرگی خورا

باتمام وجود به رخم بکشد

ترسی ندارم

آخر کیست که

باداشتن عشقی چون تو

دگرغم وفاصله

برایش دردسرسازباشد

دیگرباوجود ارزشمند تو

هرگزبه ماه نمیگویم انیس بی کسی

وهرگزبرای رسیدن به عشق

خودراذلیل وخوار نمیکنم

ازاین به بعد صدای سکوت شب

برایم مانند آوازآسمانیست

چراکه نوری چون تو

شب رابرایم زیبا میکند

آری ای زیباهمسفرجاودان لحظه های بی کسی

            عاشقانه دوستت دارم

تا ابد

تا آنجا که به قول سهراب

شقایقی هست

واین شقایق بابودنش

تمام گلهای مسیرزندگی و

خارهای تیزودردناک را

بی ارزش میکند.

 

 



نوشته شده توسط :aryamehr
سه شنبه 16 خرداد 1391-03:49 ق.ظ
نظرات() 

اگه این رسم تکراری


شده پایان هرقصه


همین که تومنومیخوای


برام کافیه انگاری


من اینجاموتواونجایی


دلم اما پرازعشقه


همین که قلبتودارم


برام کافیه انگاری


شبا خیس چشای من


ولی یادتومن دارم


همین که یادتودارم


برام کافیه انگاری


ستاره توی شبهامون


نمیدونم چرانیستش


همون برق نگاه تو


برام کافیه انگاری


همون زخمای دلتنگی


دوباره دردش ازنوشد


ولی اینکه تومیخندی


برام کافیه انگاری


دیگه بویی نداره گل


کنار حوض ماهی ها


همین که عطرتودارم


برام کافیه انگاری


هوا ابریه امروزم


بازم بارون نمیباره


ولی چشمام پرازاشکه


همین کافیه انگاری


دیگه واسم نمیخونه


قناری رودرخت سرو


همین یاد صدای تو


برام کافیه انگاری


تموم برگهای دفتر


تموم شدپرشدازاحساس


همین دست خط پرعشقت


برام کافیه انگاری


میگن اون آخرقصه


رسیدن میشه یک آغاز


همین اندیشه آغاز


برام کافیه انگاری




نوشته شده توسط :aryamehr
پنجشنبه 4 خرداد 1391-07:30 ب.ظ
نظرات() 

شبهای بارونی دیگه نمیخوام


عشقهای رنگینو دیگه نمیخوام


هرچی غم وغصه وبی قراریست


دیگه تمومه نه دیگه نمیخوام


عادت من گریه شده صبح تاشب


این گریه هاروهم دیگه نمیخوام


اون عشقی که منوکنارزدورفت


نه دیگه اون عشقواصلانمیخوام


اگه که خورشید نوروازمن گرفت


میرم سراغ مهتاب خورشیدونمیخوام


میگن که عشق مثل یه نوع کشک شده


این عشق مثل کشکو من دیگه نمیخوام


هرروز نشستن سرکوچه عشق


این انتظاربیخود رودیگه نمیخوام


اگه اگه گل روشوازمن گرفت


این گلهای خوشبوروهم نمیخوام


اگه دروغ باشه رسیدن به یار


هرگزمن این رسیدنو نمیخوام


میگن که شهرعاشقا چه دوره


من این همه راه دورونمیخوام


اگه نخواستن بشه عادت واسم


حتی همین نخواستنم نمیخوام





نوشته شده توسط :aryamehr
شنبه 23 اردیبهشت 1391-09:01 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6