تبلیغات
شعرعاشقانه - یاحسین
به نام خدای ناهید
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

nh,n

یاحسین

کودک دل میزندپردرعزایت یاحسین


همه عالم شده غرق اشتیاقت یاحسین


کوی وبرزن شده پر,ازرنگ سرخ عاشقی


ابربایدکه ببارد درعزایت یاحسین


ای همه خلق بیاییدومراسنگ بزنید


درغم ودردحسین این مراآتش بزنید


این چه زیستن بودای بی خردان


جزحسین کیست پناه بی کسان


ای شهید کربلا ای کشتی نورخدا


ای همه زنده کن اهداف ناب مرتضی


ای که دنیارابه هم تودوختی


رسم عشق وعاشقی رابه همه آموختی


گیردستان مرابه حق ماه هاشمی


تومرا ده درس وارستگی درس عاشقی


ای شمرتودانی که برسینه که بنشسته ای؟


دانی که آب راتوبه ناحق به که بربسته ای؟


توبدان که آن عزیزفخرزمان بودوزمین


توبدان که عملت کرده زمانه راحزین


یارب این ددمنشان راسخت گیر


به حق یاحسین دستان مارادست گیر







نوشته شده توسط :aryamehr
یکشنبه 6 آذر 1390-09:39 ب.ظ
نظرات() 

fideliatabberto.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:11 ق.ظ
Thanks for your personal marvelous posting! I certainly enjoyed reading
it, you can be a great author.I will make sure to
bookmark your blog and may come back sometime soon.
I want to encourage you to ultimately continue your great writing, have a nice morning!
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:40 ب.ظ
Hi there, this weekend is fastidious in favor of me, as this point in time i am reading this great informative paragraph here at my home.
شقایق عاشق
شنبه 12 آذر 1390 01:13 ق.ظ
سلام

فرا رسیدن ماه محرم رو بهتون تسلیت میگم

راستی این شعر رو خودتون گفتید؟

ولی زیبا بود
شقایق عاشق
شنبه 12 آذر 1390 01:11 ق.ظ
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود


احمد شاملو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر